کارنکارن، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

هدیه الهی من

عید فطر سفر به لرستان

واسه تعطیلات عید امسال تصمیم گرفتیم بریم لرستان بخصوص شهر بروجرد که یکی از همکارای بابا مارو دعوت کرد خیلی خوش گذشت ما به قلعه فلک الافلاک در خرم آباد دریاچه کیو و در بروجرد ونایی و چغا و ... رفتیم البته اونا یه پسر فوق العاده شیطون داشتن ...
13 مرداد 1393

برج میلاد

یه شب با پدر جون و مادر جون رفتیم برج میلاد جشن رمضان خیلی بهت خوش گذشت کلی بازی کردی ...
13 مرداد 1393

شیطنت های گل پسر

خیلی شیطون شدی گلکم تا چشم ازت بردارم یه کاری کردی منم دربست در اختیار تو هستم اینم بالا رفتنت از بند رخت اینم لباسات رو ریختی بیرون رفتی تو کمد     ...
13 مرداد 1393

وابستگیت به بابا

وابستگیت به بابا کاوه خیلی زیاد شده خیلی صبحا اون وقتی می خواد بره اداره پا می شی کلی واسش گریه می کنی منم بخاطر همین مجبورم تو رو ببرم حموم تا نبینی می خواد بره و وقتی بابایی رو می بینی کلی ذوق می کنی اینم عصر وقتی از اداره اومده و تو کلی ذوق کردی و داری باهاش بازی می کنی   ...
4 تير 1393

بیستمین ماهگرد

کارن عزیزم امروز بیستمین ماهگردت چقدر زود گذشت و تو چقدر بزرگ شدی گلم الان مردی شدی واسه خودت گلم بیستمین ماهگردت مبارک گلم خدایا ممنونم واسه این موهبت که بهم دادی اینجا بستنی خوردی و بعد داری بهم می ریزی خونه رو طبق معمول ...
1 تير 1393