کارنکارن، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

هدیه الهی من

چهار دست و پا رفتن

  تو اردیبهشت خیلی کارها انجام دادی 1 اردیبهشت نشستن  و بغل رفتنت بود و 24 اردیبشت چهار دست و پا راه رفتنت بود       ...
14 دی 1392

تولد

  روز دوشنبه 1 ابان ساعت 20/7 پدرجون و مادر جون اومدند دنبال ما تا با هم بریم بیمارستان،پذیرش خیلی شلوغ بود بابا کاوه رفت واسه پذیرش ولی خیلی شلوغ بود بعد پدرجون رفت کارتشو نشون داد و زودی کارمون انجام شد رفتیم بخش وی ای پی بیمارستان بعد خانم پرستار اومد منو برد اتاق لباسمو عوض کردم ساعت 9 ما رو بردن اتاق عمل من خیلی گریه می کردم مامانی و بابا کاوه با ما بودن تا دم اتاق عمل اومد بابا منو بیهوش کردن ساعت 35/10 کارن عشق مامان و بابا بدنیا اومد ...
14 دی 1392

عید 92

امسال عید تصمیم گرفتیم بریم رشت خونه مامانی و بابایی می دونی که اونا تو رشتن پس چمدون رو بستیم واسه سفر رفتیم اینم عکسای تحویل     ...
12 دی 1392

چهل روزگی

امروز رفتیم خونه مادرجون اینا تا حموم کنی عزیزم ٤٠ روزگیت مبارک مادرجون همیشه تو رو دمر می خوابونه ...
12 تير 1392

روز6

بعد از دادن ازمایش غربالگری و زردی معلوم شد تو زردی داری واسه همین باید بیمارستان بتری می شدی ما رفتیم هیچ جا جای خالی نبود ولی بالاخره تو بیمارستان مفید بستری شدی و من هم با تو موندم اصلا نمی تونستم بخوابم وقتی تو اونجا بودی 2 شب ما اونجا بودیم بالاخره همه چیز خوب شد و مرخص شدی
20 خرداد 1392